زندگی یا کسب و کار؟ انتخاب کدامیک!؟

در پاسخ به این سوال، باید گفت تعادل، ایجاد تعادل در همه چیز! در حقیقت، رمز موفقیت انسان همواره در ایجاد تعادل در تمامی امور زندگی است. شاید بهتر باشد مبحث را از اینجا آغاز کنیم که مفهوم زندگی چیست!؟ اگر به زندگی به عنوان یک مفهوم انتزاعی بنگریم، تلفیقی است از بسیاری از رخدادها، رویدادها، رفتارها، کنش و واکنشها، تصمیمات، فعالیتها و هرآنچه که انسان عامدانه و یا بشکل کاملا غیرعمدی در محدوده حیات خود مرتکب میشود. این بدان معناست که کسب و کار و مشاغل نیز، بخشی از این رفتارهای آگاهانه و یا ناآگاهانه است.

Related image

با این تفسیر، باید باورکنیم که شغل و کسب و کار بخشی از زندگیست که شاید جزو مهمی از آن باشد، اما لاینفک نیست! چه بسا بسیاری از افراد در دنیای امروز ما باشند که بدون کسب و کار و فعالیتهای اقتصادی به زندگی خود، فارغ از عوامل و کیفیت آن، میپردازند. اما در شکل معمول زندگی یک انسان، شغل و کسب و کار به نظر جزو لاینفکی به نظر میرسد! این جداناپذیری به دان معناست که انسان بدون داشتن کسب و کار، بدون داشتن ممری برای درآمد منابع اقتصادی و بدون دریافت حس مفید بودن، قطعا زندگی زیبائی نخواهد داشت. از اینرو گاهاً تلاش بیش از اندازه ای را برای موفقیت در کسب و کار خود نموده و حتی پس به ثبات رساندن وضعیت آن کسب و کار، بنابر عادت، به یک فرد معتاد کارکردن[۱] مبدل میشوند.

تجربه اثبات نموده که زیاده روی در هرچیزی، حتی کارهای مثبت و خوب، آن چیز را دچار اضمحلال خواهد نمود. در حقیقت افراط و تفریط، هردو مایه تخریب هستند. هرچند که به گفته قدما، «کار نیکو کردن از پُر کردن است!» اما نباید به بهانه چنین سخن روائی، مسائلی از جمله حذف یک امر واجب به واسط امری دیگر را توجیه نمود. باید یادمان باشد که اگر امروز تمام وقت، قدرت و توانائی های خود را صرف انجام کاری نمائیم، نه تنها برای سایر فعالیتهای واجب زندگی خود دچار کمبود منابع خواهیم شد، بلکه حتی در مورد همان کار ابتدائی نیز دچار چالش منابع میشویم!

Related image

شاید بهترین راهکار آن باشد که در کسب و کار خود بیش از هرچیز دیگری برنامه ریزی نموده و به آن پایبند باشید. برنامه، ضمن آنکه به شما کمک مینماید تا در مسیر اهداف خود گام بردارید، شما را از مبدل شدن به یک ماشین مصون خواهد نمود. هرچند که این امر بدیهی و مسجل است که در برخی برهه ها، به واسطه شرایط خاص کار و فعالیت، ممکن است که فشار کاری افزون و یا کم شود. اما منظور نظر این یادداشت، در خصوص وضعیت معمول و همیشگی کسب و کار است که میتواند آثار دائمی بر روند کار و زندگی یک کارآفرین و یا مدیر یک کسب و کار کوچک بگذارد.

هستند بسیاری از افراد که شبانه روز در اختیار کار و کاسبی خود هستند و در نهایت، تمایز بسیار بارزی با فردی که به شکلی عادی کار را در کنار زندگی به تعادل رسانده است، ندارد. دنیای امروز، دنیای دیجیتال و سرعت و تغییرات سرسام آور است. در چنین دنیایی کسب و کار را باید به گونه ای جدید درک کرد. در حقیقت، امروزه، دنیا، دنیای فعالیتهای فهیم است! یعنی اگر بخواهیم با روشهای کهنه و فرسوده کار کنیم، چاره ای جز فعالیت شبانه روزی نداریم! اما اگر بتوانیم خود را با تغییرات محیط کسب و کار همسو ساخته و هوشمندانه فعالیت نمائیم، شاید بتوان با سرعتی زیاد، اما در مدت زمانی کمتر، با رودخانه خروشان جامعه هماهنگ شد.

بدیهی است که کم کاری و یا زیاد کار کردن بی بصیرت، هردو اشتباه است! پرداختن به کسب و کار، همچون فاصله ما از منبع گرمای آتشی است در زمستان! اگر در زمستانی سرد، به آتش بچسبید، قطعا خواهید سوخت و اگر از آن بیش از حد دور شوید، قطعا سرما آزارتان خواهد داد. رعایت اعتدال در فاصله ها، هنر زیستن در تمامی مراحل زندگی انسان است! کسب و کار نیز، یکی از ارکان زندگی ماست و باید به آن همانند سایر مسائل زندگی در نهایت اهمیت، با اولویت مخصوص به خود نگاه کنیم و نه از آن غافل بمانیم و نه زندگیمان را فدایش کنیم!

 

[۱] Workaholic