زیاد بر ماندن اصرار نورزید!

شکست و پیروزی، دو کفه ترازوی کسب و کارند! اگر ترازوی شما در حالت تعادل کامل باشد، این به دان معناست که شما در مسیری حرکت میکنید که منطقاً در آن هیچ پیشرفتی نیست، مگر اصلاحاتی در کسب و کار خود ایجاد نمائید. و اگر به هرسمت شکست و یا پیروزی بلغزد، تکلیف تا حدودی مشخص میشود. البته بدیهی است که وضعیت این ترازو در تمامی مدت عمر کسب و کار شما باید متغیر باشد. در حقیقت، اگر این وضعیت متغیر نباشد، چه شما به سمت موفقیتتان ثابت بمانید و چه در مسیر شکست، باید نگران شوید.

Image result for business failure

ما در اینجا با واژه هائی نظیر سکون، پایائی و پویائی مواجهیم! بدیهی است که پایائی یک کسب و کار، به مفهوم استحکام و ثبات رویه ها و مقاوم بودن آن در برابر تکانه ها و مشکلات و ضربه های محیطی و درون سازمانی است. یعنی اگر شما بتوانید پایائی سازمان کسب و کار خود را بالا ببرید، مشکلات محیطی نظیر تغییر ترخ ارز، تورم، مافیای قدرت، تحولات اجتماعی و اقتصادی، و بسیاری عوامل از این دست به شما کمتر آسیب وارد مینماید. پرواضح است که برای دستیابی به پایائی، محتاج پویایی سازمان نیاز خواهد بود. به تعبیری، اگر سازمان نتواند در برابر رخدادهای درون و یا برون سازمانی خود استراتژیهای صحیحی را اتخاذ نماید، قطع به یقین پیامدهای مثبتی را تجربه نخواهد نمود.

فرض را برآن بگذارید که سازمان همچون یک کشتی اقیانوس پیماست که در کشاکش عبور از اقیانوسی خروشان، در مسیر هدفگذاری شده خود در حرکت است! ناخدای کشتی همواره به اندازه و ارتفاع موجها، جهت و سرعت باد، و بسیاری عوامل دیگر توجه نموده و فرامینی را صادر میسازد. گاهی به خدمه دستور میدهد تا بر قدرت موتورها بیافزایند و به مسیر مستقیم خود ادامه دهند و گاهی با چرخاندن سکان کشتی خود، حرکتهای نامنظمی را برنامه ریزی می نماید. علت چیست!؟ اگر موجی که به سینه کشتی برخورد مینماید، در ابعادی باشد که بتوان آنرا شکافت و در آن به پیش رفت، ناخدا قدرت موتورهای کشتیش را بیشتر نموده و سکان را با قدرت هرچه تمامتر به سمت مستقیم هدفگیری مینماید. اما آن هنگام که موجی عظیم در مقابل کشتی ظاهر میگردد، آن زمان، هنگامی است که باید دست از لجاجت و سماجت حرکت در مسیر مستقیم برداشت و بجای شاخ به شاخ شدن با موج عظیم و قدرتمند، آنرا با حرکتی مورب دور زد و به سلامت از آن عبور نمود.

Related image

حکایت کسب و کار نیز، چیزی جز این نیست! سماجت زیاد بر ادامه یک مسیر، بدیهی است که جز عمیق و وخیم شدن مشکلات و دشوار شدن رفع آنها اثری برجای نخواهد گذاشت. ناخدای کسب و کار باید بداند که در کدامین مواضع باید برقدرت مالی خود بیافزاید و یا چه زمانی باید قدرت تامین خود را افزایش و یا کاهش دهد. و بدینسان پویائی منجر به پایائی سازمان شده و باعث میگردد که کسب وکار همواره در مسیری رو به جلو حرکت نماید و کفه ترازوی کسب و کار بیشتر و بیشتر به سمت موفقیت حرکت کند.

اما اگر به دلایل متنوع، که بسیاری از آنها را در این وبلاگ میتوانید بیابید، کفه ترازوی کسب و کار شما به سمت شکست حرکت نمود، دو راهکار خواهید داشت. راهکار نخست آنست که با پویائی مستمر، تلاش کنید که مسیر حرکت کسب و کارتان را اصلاح نموده و به مسیر موفقیت بازگردید. اما باید هوشیار باشید. در حقیقت، شما باید عناصر ارزیابی ای را برای خود در نظر گرفته و بطور مداوم آنها را بازرسی نمائید. باید یادمان باشد که نه رشد مداوم و نه سقوط و افول مداوم هیچکدام به معنای موفقیت و یا شکست نیست و تنها با ابزارهای مدیریتی و ارزیابی های منظم میتوان این وضعیتها را شناسائی و رصد نمود.

نکته حائز اهمیت که شاید نقطه شانس صاحبان کسب و کار محسوب گردد، آنست که شکست برخلاف موفقیت مقیاسهای شفافی دارد. در حقیقت شما با ارزیابی شاخص های خود به طور شفاف نمیتوانید نقطه موفقیت محض را بیابید. در حقیقت موفقیت یک پدیده ذهنی است که در آن شما احساس اغناء و خرسندی میکنید. هرچند که با هدفگذاری و برنامه ریزی، میتوانید نقاط فرسنگ شماری (Milestone) برای کسب و کار خود تعیین کرده و دستیابی به هریک از آنها را یک پله از موفقیت تصور کنید. اما با تمام این اوصاف، موفقیت تنها وقتی حاصل میشود که شما در ذهن و روح خود به نقطه ارضاء نیازهای روانی خود رسیده باشید.

اما شکست و روند حرکت در مسیر آنرا میتوان با دقت نسبتاً زیادی شناسائی و رصد نمود. در واقع، با استفاده از پارامترهای ارزیابی عملکرد کسب و کار، که از آن جمله میتوان به «شاخص عملکرد کلیدی[۱]» اشاره نمود، میتوان درک کرد که وضعیت سازمان به چه صورت است. در این خصوص لازم است تا برای کسب و کار خود آستانه های مشخص حد ضرر و خروج و ذخیره سود را لحاظ نمائید. با این عمل علاوه براینکه شما برمدار چرخه عمر کسب و کار خود مسلط هستید، روند موفقیت و یا عدم موفقیت را میتوانید شناسائی و رصد نمائید. بدیهی است که اگر سازمان کسب و کار شما در مسیر شکست قرار گیرد، میتوان با تمهیداتی آنرا به مسیر صحیح و ابقاء برگرداند. اما اگر کسب و کاری در وضعیت شکست فرو رفته و در آن وضعیت به حالت سکون و خواب عمیق برود، شاید یکی از راهکارهای محتمل خروج از کسب و کار و یا تغییر کلی مسیر حرکت باشد. چرا که ماندن در چنین وضعیتی، غرق شدن در باتلاقی است که با سماجت بدان دل بسته ایم!

به همین دلیل است که در مبانی استراتژیک کارآفرینی، مفهومی تحت عنوان چرخش و یا Pivot را گنجانده اند. این مفهوم به کارآفرین و مدیران استارتاپی و کسب و کارهای کوچک این امکان را ایجاد میسازد تا در صورتیکه مطمئن شدند که کسب و کارشان در مسیر اشتباهی قرارگرفته و حتی اساس آن دچار اشکال است، با تغییر مسیر حرکت خود، اهداف جدیدی را برگزیده و به سمت آن حرکت نمایند. این چنین چرخشی قطعاً نیازمند تغییر تمامی عناصر دخیل در مدل کسب و کار بوده و اساس آنرا دگرگون خواهد نمود. اما باید این نکته را نیز در نظر داشت که گاهی حتی چنین چرخشهائی نیز ممکن نبوده و انحلال و یا حتی اعلام ورشکستگی تنها راهکارهای باقیمانده باشد. هرچند که این عناوین بسیار تلخ و ناگوار هستند، اما باید باور نمود که این رخداد به مراتب بهتر از عواقب ناشی از باقیماندن و بیشتر متضرر شدن خواهد بود.

اصول حرفه ای کسب و کار، بایدها و نبایدهای بسیاری دارد. هرچند که در بایدها و نبایدهای یک کسب و کار کوچک و کارآفرینانه، بیشترین تلاش بر آن است که شما موفق شوید و روز بروز بر این موفقیت بیافزائید! اما حقیقت آنست که یکی از همین اصول حرفه ای به ما تاکید مینماید که بر زیاد ماندن در کسب و کاری که در مسیر قهقرا و اظمهلال قرار گرفته است اصرار نورزید. در حقیقت، همین اصول، خروج به موقع از یک کسب و کار و یا چرخش نمودن را نشانه ای از حرفه ای گری در کسب و کار میداند. چرا که بدیهی است، خروج به موقع و حفظ بخشی از منابع برجای مانده به مرابت بهتر از ماندن و نابود شدن تمام منابع خواهد بود.

[۱] Key Performance Indicator – KPI